قرار هست چی رو بررسی کنیم؟

«تعریف کردنِ» یک سیستم با «تحلیل کردنِ» آن چه فرقی دارد، و چرا اول باید تعریف کرد؟

چرا به تعریف نیاز داریم؟

گاهی پیش از اینکه کاری بکنیم باید بدانیم دقیقاً با چه چیزی طرفیم. خیلی از خطاهای تحلیل و طراحی ریشه در تعریفِ غلط یا ناقصی از سیستم دارند. تعریف یعنی کشیدن مرز یک چیز: تا ندانیم سیستم چیست، چه اجزایی دارد و با چه چیزی فرق دارد، نمی‌توانیم درست تحلیلش کنیم یا بهترش کنیم.

ارسطو در طوبیقا (Topics، کتاب اول، فصل پنجم) تعریف را گفتاری می‌داند که ماهیت چیز را نشان می‌دهد؛ یعنی تعریف باید بگوید آن چیز چه چیزی است و با چه چیزی فرق دارد، نه فقط یک اسم یا یک ویژگی عرضی بیاورد. راسل ایکاف هم که از بنیان‌گذاران تفکر سیستمی در مدیریت است، در ۱۹۷۱ برای «سیستم» تعریفی صریح داد: مجموعه‌ای از دو یا چند عنصر که سه شرط داشته باشد؛ رفتار هر عنصر روی رفتار کل اثر بگذارد، رفتار هر عنصر و اثرش وابسته به رفتار دست‌کم یک عنصر دیگر باشد، و هر زیرمجموعه‌ای از عناصر روی کل اثر داشته باشد ولی هیچ زیرمجموعه‌ای مستقل از بقیه عمل نکند. (هر دو را نقل به مضمون آورده‌ام.)

پس تعریف گام اول تحلیل است، نه کاری صرفاً نظری، و تعریفِ «سیستم» خودش یک ادعای دقیق دارد: مجموعه‌ای از اجزا که جدا از هم نیستند.

تعریف و تحلیل، هرکدام چه می‌پرسند؟

چیزی که فرق داردتعریفتحلیل
هدفتعیین مرز و ماهیت سیستمشناخت اجزا، رابطه‌ها، کارکردها و رفتار سیستم
ابزارزبان دقیق و ویژگی‌های کلیدینمودار، پرسش، مدل و سناریو
خروجیتوصیفی کوتاه ولی جامع از چیستیِ سیستممجموعه‌ای از بینش و داده برای تصمیم یا طراحی

یا ساده‌تر بگوییم: تعریف می‌پرسد «این سیستم چیست؟» و تحلیل می‌پرسد «چطور کار می‌کند؟ چرا این‌طور است؟ چطور می‌شود بهترش کرد؟»

تعریف چه کمکی به طراحی می‌کند؟

فرض کنید می‌خواهیم یک دانشگاه را ارتقا بدهیم. اگر ندانیم «دانشگاه» دقیقاً یعنی چه، هدفش چیست و چه چیزهایی را شامل می‌شود، هر طراحی‌ای بی‌پایه است. تعریف مثل نقشه‌ی ابتدایی پروژه است: هدف‌ها را مشخص می‌کند، اجزای اصلی را نشان می‌دهد، مرز سیستم با محیط را تعیین می‌کند و رابطه‌ی اجزا را قابل فهم می‌کند. بدون آن، ممکن است بخشی از سیستم را نبینیم یا چیزی را تحلیل کنیم که اصلاً جزء سیستم نیست.

چند مثال

سیستممرزهدفاجزارابطه‌ها
دانشگاههمه‌ی ساختارهای آموزش عالی که دانشگاه شناخته می‌شوندتولید دانش، آموزش دانشجو، پژوهش علمیاستاد، دانشجو، کلاس، پژوهشکده، منابع مالی و اداریدانشجو از استاد یاد می‌گیرد، استاد پروژه‌ی پژوهشی تعریف می‌کند، منابع مالی بین واحدها توزیع می‌شود
گاوداریمحوطه‌ای که در آن گاو پرورش می‌دهندتولید شیر، گوشت و فرآورده‌های دامیگاو، کارگر، دامپزشک، شیردوش، آخور و آب‌خوریدامپزشک سلامت دام را بررسی می‌کند، کارگر غذا می‌دهد، شیردوش محصول را جمع می‌کند
پستسازمانی که ارسال و دریافت مرسولات را انجام می‌دهدحمل و توزیع بسته و نامهباجه، کارکنان، سیستم رهگیری، انبار، وسیله‌ی نقلیهباجه مرسوله را می‌گیرد، انبار دسته‌بندی می‌کند، وسیله‌ی حمل منتقل می‌کند
ترافیک شهریزیرساخت‌ها و فرایندهای مربوط به جریان وسایل نقلیه‌ی درون شهرمدیریت و روان کردن حرکت، کاهش تصادف و زمان سفرخودرو، چراغ، خیابان، علائم، پلیس راهور، نرم‌افزار مسیریابیراننده از مسیر استفاده می‌کند، چراغ جریان را هدایت می‌کند، پلیس نظم را برقرار می‌کند

تعریف_سیستمتحلیل_سیستمایکافارسطو

مرتبط: 10 تمرین عملی در تعریف یک سیستم (همین تعریف را قدم‌به‌قدم روی یک سیستم تمرین کنیم).